سپهرسپهر، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

خاطرات سپهر

از 3 ماهگی به بعد(با کلی عکس)

1390/5/12 15:20
نویسنده : مادر مهروش
476 بازدید
اشتراک گذاری

از ٣ ماهگی اقا سپهر تا عید من و سپهر چندین بار رفتیم تهران .توی این مدت هم دو بار رفتیم ماپیش خاله جونش. سوم مهر ٨٨ هم با مامان مهین و بابا ناصر و بابا ابی ٥ تایی یه سفر ٥٠٠٠ کیلومتری داشتیم .اول از شیراز به مقصد همدان  افتادیم تا اقا سپهر همه فامیلایی که ندیده بود و ببینه و بشناسه از انجا رفتیم سنندج -میانه -استارا و شمال و سپس پیش به سوی خونه بابا علی و مامان مهری

عید هم با بابا ابی سه تایی رفتیم تهران و از اونجا با کل فامیل به شمال رفتیم و کلی هم خوش گذشت

تو این چند مدت هم یک بار مامان مهری و بابا علی امدن شیراز اونم توی عاشورا بود که نذرت کرده بودن که اگه حاملگی من به خیر بگذره و تو سالم باشی واست تو عاشورا قربونی کنن که الهی شکر نذرشون ادا شد

هشهر ا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان محمد
3 تیر 90 14:29
سلام عزیزم ماشاالله چه پسر نازی خدا حفظت کنه فدا راستی خاله مواظب فکت باش
مامان شازده کوچولو
15 تیر 90 11:35
سلام دوست من کجایی ؟ امیدوارم هر جا هستید سالم و شاد باشید
مامان نريمان
16 تیر 90 1:06
سلام
ماشا... ه پسر نازي دارين
خدا حفظش كنه براتون
خوشحال ميشيم به وبلاگ ما هم تشريف بياريد


سلام مرسي انشالله همه عزيزامون در پناه خدا باشن
آزاده و ساینا
19 تیر 90 15:41
مرسی بخاطر تبریک تولد ساینا.......ماشالله خیلی نی نی تون نازه.......
خاله ی کاکل ماکلی
15 بهمن 90 15:11
خاله دردت به جونم روز به روز مردتر می شوی قولی که به خاله مهرناز دادی را فراموش نکنی ها از ته دلم دوست دارم و عاشقتم


خاله مهرناز مرد و قولش