سپهرسپهر، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات سپهر

فرهنگ لغت سپهر

1390/8/30 18:06
نویسنده : مادر مهروش
604 بازدید
اشتراک گذاری

آوانده: هندوانه

ناصین: بابا ناصر

دا مهدی: دایی مهدی

آلابولانس: آمبولانس

مکواک:(به فتح میم و به فتح الف )مهد کودک

موس (به کسر میم و به فتح واو):مهروش

جثقلی:جرثقیل

تیلی:تریلی

تلبد:تولد

بسکیت:(به ضم ب) بیسکویت

دستر:دلستر

همه ( ر ) ها رو ( ی ) تلفظ می کنه

اون گیف :والا همگی هر چی تلاش کردیم نفهمیدیم منظورش چیهتعجب فقط وقتی ازش یه

 سوال می پرسیم و حوصله نداره جواب بده می خنده و میگه اونگیف خنده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خاله ی کاکل ماکلی
15 بهمن 90 15:27
دردت به جونم کاکل ماکلی


خدا نكنه
دایی مهدی
18 تیر 91 15:54
الهی دورت بگردم دایی. سپهری اگر یه موقع هایی دایی مهدی عصبانی میشه تو به بزرگیه خودت دایی مهدی رو ببخش.


ولي خودمونيما من هم كم اذيت نمي كنم
ریحانه
31 فروردین 92 14:19
سلام
خیلی بامزه بود یادم باشه سری بعد که گل پسر سپهر رو دیدم یه بوسه محکمیش بکنم
البته اگه بذاره
راستی تعجب نکنین من همون(مائده ام)
خیلی مشتاق شدم که اپ هاتون رو بخونم و دنبال کنم.شما هم به وب من سر بزنیدالبته
من خاطراتی نمینویسم بیشترشعرامو میذارم
وخوشحال میشم ازشماهم نظری درموردهر کدوم که اپ میکنم داشته باشم


سلام گلم مرسي عزيزم.حتما.