سپهرسپهر، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

خاطرات سپهر

تولد نی نی گلم

1390/5/12 15:36
نویسنده : مادر مهروش
407 بازدید
اشتراک گذاری

نی نی ما قرار بود در تاریخ ١٣/٠٤/١٣٨٨ به دنیا بیاد ولی چون شرایط من مساعد واسه زایمان طبیعی نبود قار بود که واسه ٣/٠٤/٨٨ نی نی را به دنیا بیارن .بابا ابی هم که دوره اموزشیش تمام شده بود ودوباره کد خورده بود ولویزان تهران بود و اول تیر این دوره به اتمام می رسید.

روزهای اخر من سنگین شده بودم .خاله مهرناز هم امده بود شیراز که روز های اخر رو پیشم باشه.

روز های اخر بود كه بدن من به خارش شديد افتاد و شروع كرد به دانه ريختن با خاله مهرناز رفتيم بيمارستان واسه كارهاي قبل از عمل كه تا دكتر كشيك بدن من و ديد پرسيد شما سرخچه داريد؟من گفتم نمي دانم خلاصه نمي دونيد بر سر من اون لحظات چه گذشت تا انها با دكترم تماس گرفتن و اونم گفت كه نه نيست ولي اورژانسي ببريدش اتاق عمل من كه شوك شده بودم زدم زير گريه و قبول نكردم گفتم تا ابي نياد نمي رم اتاق عمل خلاصه دكترم گفت اگه خودت مي توني درد و تحمل كني تا فردا قبوله .

به بابا ابي زنگ زديم كه هر جوريه مرخصي بگير اونم قول داد .خلاصه همه خبر دار شدن كه ني ني مي خواد بياد.عمو امير از عسلويه امد شيراز دايي مهدي و عمو رامين هم از ماهشهر امدند 

حالا همه چيز كمكم داشت اماده مي شد واسه به دنيا امدن ني ني .

تو اين مدت مامان مهين طفلي خيلي زحمت ما دو تا رو كشيد .وسايل سيسموني را بابا ناصر و مامان مهين زحمت كشيدن سرويس نوزاديت رو سفارش داديم مامان مهري با سليقه خوبش از تهران واست اورد كه خيلي هم زيبا بود خلاصه خيلي وسيله بود كه در اسرع وقت عكساشو هم ميگذارم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)