سفر به تهران و...
دو ماهه بودم که به اصرار مامان مهری وبابا علی به تهران رفتم چون اونها هم خیلی دلشان می خواست نی نی را نازی کنن.خلاصه اولین بار بود که شیرازیها با رفتن من به تهران مخالفت می کردن می ترسیدند که مبادا تغییر اب و هوا و سوار هواپیما شدن باعث از بین رفتن نی نی بشه که با مجوزی که دکتر داد دیگه چیزی نگفتن و من راهی شدم
.همیشه از دیدنشون شاد می شم طبق معمول همیشه با دنیایی صفا و محبت به استقبالم یا نه باید بگم به استقبالمون امدند .فردای اون شب بابا ابی هم از ماهشهر امد تهران و اونم برای اولین بار نی نی را بوسید.متاسفانه تو اون سفر نزدیک بود نی نی ما از بین بره که با تلاش دکتر زرندی نژاد و مامان مهری مهربون و بابا علی عزیز که موجبات استراحت من را فراهم کردن نی نی ما سالم موند و با من به شیراز برگشت.![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر به تهران و...
