سپهرسپهر، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات سپهر

عکس العمل بابا ابی

1390/9/1 1:49
نویسنده : مادر مهروش
426 بازدید
اشتراک گذاری

همیشه عصر ها بابا ابی از پادگان به من زنگ می زد.اون روز عصر وقتی زنگ زد بهش گفتم اگه گفتی دکتر چی گفت؟اونم پرسید چی گفت؟من : نی نی ما پسرهخندهقهقههبابا ابی که شوکه شده بود اول فکر کرد که من دارم باهاش شوخی میکنم ولی وقتی مطمئن شد یکدفعه بی مقدمه گفت خدا حافظتعجبمن جا خوردم و خیلی هم ناراحت شدم که چرا اصلا هیجان از خودش نشون نداد بعد از حدود یه نیم ساعتی دوباره بابا ابی زنگ زد و گفت مهروش اصلا نفهمیدم چه کار دارم میکنم و تا تلفن و گذاشتم بی هدف نصف پادگان و دویدم  خودم هم نمی فهمیدم دارم چه کار می کنم خلاصه که اون شب از بهترین شب های زندگی من و ابی بود .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)