ديماه 90
شب يلدا بود كه طي تماسي كه با بابا علي اينا داشتيم به ما قول دادن كه واسه 7 ال 8 دي بيان شيراز پيش ما و
ما رو كلي خوشحال كنند.شب 7 دي بود كه بابا اينا اومدن شيراز و 2-3 روز پيشمون بودن .تو فرودگاه يه بسته
بزرگي دست بابا علي بود كه مخصوص اقا سپهر بود من كه باورم نمي شد اينقدر نوه عزيز باشه كه با اونهمه
مشغله اي كه داشتن رفته بودن و سفارش اقا سپهر كه يه تاور كرين بود و گير اورده بودن .فردا شبش هم تولد
من بود كه خونه خاله مهرناز برگزار شد (دايي مهدي و خاله يه تولد خصوصي واسه من گرفتن)كه البته چون
مامان مهين بد جوري مريض شده بود نيومد و دايي مهدي هم موند پيشش كه تنها نباشه .وقتي من
ميخواستم شمع ها روفوت كنم اقا سپهر نمي گذاشت و مي خواست خودش فوت كنه .اين هم چند تا عكس از اون چند روز


این هم بقیه سوغاتی های سپهر

این هم کیک تولد من که دایی مهدی واسم خریده بود




پدر و پسر و نوه

این جا هم یه شهر بازی (ستاره فارس) زده به رگ



ديماه 90
