روز اول مهر
سلام پسرم امروز اول مهر بود و من به سختی از خواب بیدار شدم
سر کلاس هم همش خواب بودم
به بدبختی چشمام رو باز نگه داشته بودم.کاش مدرسه ها ساعت ٨:٣٠ شروع می شدن
.
راستی کلی هم مطلب در مورد سفرمون داشتم که به خاطر کمر دردم که زیاد نمی تونستم بیام نت ننوشتم هنوز ولی به زودی به اینجا منتقلشون می کنم.
یه خبر خوب دیگه بابا ابی مهربون فوق لیسانس قبول شده




و بابایی دوباره رفت تو فاز دانشگاه .روزی مادرت باشه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روز اول مهر
