سپهرسپهر، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات سپهر

سفر به تهران

1391/12/26 11:22
نویسنده : مادر مهروش
541 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از اینکه امتحانات من و بابا ابی تموم شد و تعطیلات مدرسه و دانشگاه که بود  ٣ تایی عازم تهران شدیم

ایندفعه علاوه بر اینکه هیجان واسه دیدن مامان مهری و بابا علی داشتیم یه هیجان و شوق دیگه هم

داشتیم  اون هم به خاطر عزیزی که مهر به جمع ما اضافه شده بود ولی ما هنوز اون رو زیارت نکرده بودیم

امسال مهرماه سپهر جون صاحب یه داداش ناز و توپولی شد.اره آبتین _پسر عمو امیر -روز ٥ مهر بدنیا

اومده بود و ما فقط از طریق اینترنت اون و دیده بودیم . ابتین کپل خیلی ناز و خوشمزه و شکمو بود تا می

خواستیم غذا بخوریم وروجک یه جیغی می کشید که من هم غذا می خوام  همه نگران رفتار سپهر

 با ابتین بودن ولی الهی شکر پسرم انقدر دوستش داشت که خدا می دونه و چون می دیداز محبت

عمو امیر چیزی کم نشده احساس خطری نمی کرد تو این سفر  سپهر یه روز با عموش تنهایی رفتن

توچال که متاسفانه یادم رفت دوربین بهشون بدم  و یه روز هم رفتیم برج میلاد که مقیاس سنجش و

بزرگی واسه سپهره.مثلا میگه دوست دارم اندازه انتن برج میلاد.

تو راه برگشت چنان گرفتار برف و بوران شديم كه باور نمي كردم زنده برسيم شيراز كه با لطف خدا به

سلامت رسيديم.

خب حالا بريم سراغ ادامه مطلب...

 

 

ابتين و عمو ابي

برج ميلاد

ترافيك تهرانمغازه عمو اميراتاق ابتين كپلدر راه برگشت به شيراز

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)