پروژه سنگين ترك پمپرز در سن 2 سالگي
توي تير ماه كه تهران بوديم اول مامان مهري بعد خودم خيلي تلاش براي ترك دادن پمپرز كرديم
10 روز اول با وجود اينكه خيلي سخت بود ولي سپهر خيلي همكاري كرد ولي بعد از گذشت
10 روز با امدن خاله مهناز اينا چون سپهر حسابي سرگرم بازي با اتنا جون بود و از اونجايي كه
خود سپهر خيلي بازيگوش هست تلاش هاي ما نقش بر اب شدو خيلي از گل هاي قالي هاي
خونه بابا علي توسط اقا سپهر ابياري شد و اين پروژه به ماه بعد در شيراز موكول شد
مرداد ماه كه امديم شيراز سعي كردم خيلي خونه كسي نرم و تمام تلاش خودم را كردم
طوري كه از ماه شهريور ديگه توي روز اصلا نياز به پمپرز نبود ولي هنوز موفق به ترك ان در
شب ها نشده ام البته يه جورايي هم خودم تنبلي ميكنم چون واقعا شب ها توان اينكه از
خواب بيدار شوم و سپهر هم بيدار كنم ببرم دستشويي ندارم به محض اينكه يه ذره مدرسه ام
كمتر شه و هوا هم گرم تر بايد پروژه ترك شبانه پمپرز رو هم شروع كنم به اميد اون روز


پروژه سنگين ترك پمپرز در سن 2 سالگي
